![]() |
![]() |
|
| اینجا وبلاگ سروین و گاهی هم مامان و بابای سروین جونه |
|
۱-دارم رمان بادبادک باز رو می خونم.اون قسمت که آصف با حسن اون کار رو می کنه.می شه گفت حالمو بهم زد اما در عوض نمی دونم چطوری شد که سیر داستان عوض شد من عوض شدم .
ولی در هر حال با سرعت بیشتری ادامه اش رو دارم می خونم. ۲- دیشب یکی از همسایه های عوضی ماشین پژوشو توی پارکینگ نمی دونم چه جوری پارک کرده بود که واحد ۹ نمی تونسته ماشینشون پارک کنه.ساعت حدود ۱۱ شب بود که این مرد نامحترم شروع کرد به زنگ زدن تمام زنگها رو می زد اون هم پشت سر هم. من هم که سگ خواب پدرم در اومده بود تا خوابم برده بود که با زنگهای ممتد این بی شعور از حالت گیجی به هوشیاری کامل رسیدم بعد از حدود ۱۰ دقیقه بالاخره بهش رحم کردم و رفتم گوشی رو برداشتم و متوجه شدم قضیه چیه.همسرجان هم که اصولا با هر گونه سر و صدایی اعم از در شدن توپ دعوای همسایه. سر و صدای بیرون و تلویزیون مشکلی نداره تخت خوابیده بود و این من بدبخت بودم که سرگشته شده بودم. دیدم این مردک عین ما زنگ همه همسایه ها رو همینجوری پشت هم داره می زنه.یکی از خانمها گفت : آقا بسه دیگه به خدا ماشین ما نیست انقدر زنگ نزن بچه ام بیدار می شه. من هم گفتم: مرتیکه !!! الهی دستت بشکنه! گردنت بشکنه! به درک که نمی شه ماشینتو پارک کنی.دستت از روی زنگ بردار.مگه مرض داری انقدر زنگ می زنی! اون هم گفت: گردن اونی بشکنه که ماشینشو بد جا پارک کرده! ولی دیگه زنگ ما رو نزد. چند لحظه بعد بالاخره همسایه خاطی سر و کله اش پیدا شد و ماشین لعنتیش جابجا شد و دوباره همه چی آروم شد. نتیجه اینکه من بدخواب شدم و صبح به سختی بیدار شدم الانم چشمام دو تا کاسه خونه. ۳-یک چیزی که از بعد از عید به این طرف توجهم رو جلب کرده اینه که از یک طرف همه از گرونی می نالند اما از طرفی همون آدم ها امسال مسافرت عیدشون رو به جای ایرانگردی به یک کشور دیگه سفر کردند و از هزینه های میلیونی سفرشون تعریف می کردند. بنده خدا رئیس جمهور می گه وضع مردم خوبه ها هیچ کی باور نمی کنه. اتفاقا اون هم همین مثال سفر رو زده بود که اگر تورم زیاده پس چرا امسال آمار سفر انقدر بالا بوده؟ پس وضع مردم بهتر شده. حالا من می خوام بگم جناب ! اتفاقا از بهتر هم بهتر تر شده چون آمار من چیز دیگه ای می گه و می گه مسافرت خارجی هم امسال بیشتر بوده. ۴-امروز مادرم باید قلبش رو اسکن کند.با پدرم ۲ تایی می رن.حدود ۴ ساعت هم طول می کشه.اصلا هیچ کدوممون نمی دونیم چطوریه؟ سخته ؟ راحته؟ چی می شه؟ برای همین همه مون کمی نگرانیم.فقط می تونم براش دعا کنم که این مرحله رو راحت بگذرونه و گرفتگی مهمی نداشته باشه. ۵- ۵ شنبه رفته بودیم شهروند ۶۴۰۰۰ تومان خرید کردیم سابقه نداشت یک جا این همه از شهروند خرید کنیم.همسرجان می گفت چه خبره داری رکورد می زنی! گفتم یادته سال اول ازدواج ( خیلی دور نیست سال ۸۱) ماهی ۶۰۰۰۰ تومان خرج می کردیم اما حالا یک روز ۶۴ هزار تومان.نمی دونم ما پیشرفت کردیم تورم زیاد شده . هم ما پیشرفت کردیم هم تورم زیاد شده.ولی خر تو خری شده ها!!! ۶-رانندگیم خوب شده اما چه فایده! همسرجان به ماشین امون نمی ده.گاهی وقت ها روزی ۱۰۰ کیلومتر باهاش اینور و اونور می ره.خداییش هم کارش زیاده نمی شه ازش گله کرد اما من چه گناهی کردم.به من چه! ۷-هنوز برای سروین نتونستم سی دی رنگین کمون ثمین باغچه بان رو پیدا کنم. همینطور کتابهای نیکلا کوچولو رو هر وقت می ریم شهر کتاب می گه تموم شده. ۸-چند وقتیه راجع به این رنگهای آکریلیک شنیدم که بهشون پیکو هم می گن این هم سایتشه: پیکو نمی دونم خوبه یا نه ! ولی می گن نقاشی دیوار با این نوع رنگ خیلی آسونه و خودمون هم می تونیم رنگ بزنیم حتی بتونه هم داره.
|
|
+ نوشته شده در
دوشنبه دوم اردیبهشت 1387ساعت 11:6 توسط مامان سروین |
|
|
صفحه نخست پست الکترونیک آرشیو |
| درباره وبلاگ |
|
| پیوندهای روزانه |
|
مرجان(از قلب کویر) آرشیو پیوندهای روزانه |
| نوشته های پیشین |
|
تیر 1387 خرداد 1387 اردیبهشت 1387 فروردین 1387 اسفند 1386 بهمن 1386 دی 1386 آذر 1386 آبان 1386 مهر 1386 شهریور 1386 مرداد 1386 |