![]() |
![]() |
|
| اینجا وبلاگ خانواده 3 نفره ما است |
|
وقتی یک مدتی بین نوشتنم فاصله می افته تنبل می شم و انقدر حرف برای گفتن پیدا می کنم اما اینکه بیام و بنویسمشون نه اصلا..
هفته پیش ما مشهد بودیم خیلی خوش گذشت و خوب بود.یک کشف مهم در مشهد این بود که توت سفید در این شهر فروخته نمی شه و انقدر درخت توت اون جا زیاده که کسی توت نمی خره. توی تمام کوچه ها پر از توت بود و آسفالت کوچه و خیاوبونها لکه لکه های بزرگ ناشی از له شدن توت روشون نمایان بود. بگذریم ... الان هم که بحث انتخابات داغه . اما در مورد نامزدها انتخاباتی: ۱- احمدی نژاد که طفلی بدجوری به دست و پا افتاده از فیلتر کردن فیس بوک و عوض کردن نوار تبلیغاتی و خیلی دست و پا زدنهای دیگه که انگار خودش و دار و دسته اش توی باتلاق گیر کرده اند چون هرچی دست و پا می زنند بیشتر فرو می رن. ۲- محسن رضایی هم حالا کاندیدا شده دیگه. خوب ۳ نفر کمه . ۳-شیخ مهدی کروبی هم که به نظرم باید همیشه یک کپسول اکسیژن همراهش باشه تا حرف بزنه . انقدر هن هن می کنه و نفس نفس می زنه که آدم خسته می شه تا دو کلوم حرفشو حالیش بشه. یک جایی بهش گفتن توی برای ریاست جمهوری پیری . ایشون هم در جواب گفته رئیس جمهور که نمی خواد بیل بزنه. آخه بنده خدا! بیل نمی خواد بزنه حرف که می خواد بزنه.تو باید کلی زور بزنی تا یک جمله بگی آخرشم انقدر ایجور اوجور می کنی و خدمت شما که عرض می شه می کنی باید نوار سخنرانی تو از اول با دور تند گوش داد تا فهمید اصل موضوع چی بوده ۴- اما جناب میر حسین موسوی.ایشون هم موهای سفید و سن و سالش خیلی تو چشم می زنه و اخم توی پیشونی که نشان از گذر ایام می دهد بدجور و حتما توی جیب های کت ایشون باید لااقل یکی دو رقم قرص همیشه همراه وجود داشته باشه.شاید یکی از دلایل حمایت و حضور همسر این جناب همین ملاحظه سن و سال و بیماری و این جور چیزا باشه که یک موقع طرف کار دست خودش نده. اما با این همه مزیت مهمش حضور همسرش یعنی خانم رهنورد در کنارشه.من که یاد تبلیغات اوباما و حضور همسرش می افتم.با این حساب هرچی میر حسین موسوی پیر و فس فسو باشه هم سرش سرحال و پر انرژیه و کمبود های شوهر رو جبران می کنه و هی از پشت هلش می ده. رگ خواب جوونها هم که خوب دستشه با اون روسری گل گلی و مانتوی سبز و کیف صنایع دستی و گرفتن دست شوهر نظر اکثریت رو به خودش جلب کرده. تا به حال در ایران بعد از انقلاب سابقه نداشته که رجال سیاسی همسرشون در کنارشون حاضر باشه و در سخنرانیها شرکت کنه. و یا اصلا دیده بشه. مثلا در مورد همسر امام من همیشه فکر می کردم که باید یک بانوی بی سواد و عامی و معمولی باشه و چون بلد نیست حرف بزنه و پیره همیشه قایمش می کنند. اما وقتی بنده خدا مرحوم شد فهمیدم سوادش در حد سیکل بوده . شاعر بوده . نامه های قشنگی می نوشته خیلی هم شیک و مرتب و خوش برخورد بوده. نمی دونم بقیه چرا انقدر همسراشون رو قایم می کنند. در هر حال از این حرکت خانواده جناب موسوی خیلی خوشمون اومد.انتخاب رنگ هم ایده جالبی بود. در مورد انتخاب خودم باید بگم با این حساب من به نفر چهارم این فهرست رای خواهم داد.چون فرد دیگری رو ارجح نمی بینم.پچطور بگم ؟ .. یعنی دلیل انتخابم لزوما به معنی به تر بودن این فرد نیست . به این خاطره که چاره دیگه ای ندارم.اون ۳ نفر اول اصلا صلاحیت لازم رو از دید من ندارند.
|
|
+ نوشته شده در
چهارشنبه ششم خرداد 1388ساعت 8:59 توسط مامان سروین |
|
|
صفحه نخست پست الکترونیک آرشیو |
| درباره وبلاگ |
به سراغ ما اگر می آیید,همچین پر سر و صدا بیایید.بذارید چینی نازک تنهایی ما بشکند.مهم نیست!!!
|
| پیوندها |
|
سروین آموزش زبان لیدی جین من و دلنوشته هام یک مامان سروین جدید بهانه های ساده خوشبختی خاتون نمای آینده(کریم ارغنده پور) آرام شراگیم یک ایرانی در آمریکا گوشزد 35 درجه بوردا یک صفا و دو وفا |