تبليغاتX
سروستان - سروین شیرین زبانم
اینجا وبلاگ خانواده 3 نفره ما است
مدتیه این جا خیلی گرد و غبار غم گرفته برای همین امروز یک کم از سروین می نویسم:

در مطب دکتر سونوگرافی نشسته بودیم با سروین و روی دیوار کلی عکس سه بعدی جنین بود. روی میز هم یک آلبوم بود از تصاویر ۳ بعدی جنین.

آلبو رو برداشتم و شروع کردم با سروین به ورق زدنش و توضیح عکس ها .

بعد از مدتی سروین گفت مامان این نی نی ها چقدر دل مامانشون کثیفه!

به منشی مطب گفتم ببین دخترم چی می گه ؟ می گه : چقدر دل مامان این بچه ها کثیفه

خانمه خندید و گفت : این که چیزی نیست . قبلا یک بچه اومده بود می گفت این بچه ها چرا آتیش گرفتن؟!!!

--

جمعه شب ها سروین هنوز تو حال و هوای تعطیلیه و شب به زرو می خوابه. جمعه این هفته وقتی بهش گفتم زود بخواب . گفت اگر نخوابم چی می شه.

من هم گفتم صبح دیر بیدار می شی و ما اذیت می شیم و بعد چون تو توپولی هستی من قلمبه ات می کنم و میندازمت توی ماشین و می برمت.

گفت: آخه این چه وضع صحبت کردنه! یعنی چی که قلمبه ات می کنم بگو بغلت می کنم و میذارمت توی ماشین!

من هم گفتم : آخه تو سنگینی من چطوری بغلت کنم!!!

پی نوشت: توضیح ضروری که باید بدم اینه که مدتی است در اعضا و جوارح ما کیست هایی پیدا شده که اختلالاتی در بدن ما به همرا داشته. بنابراین ما هر ۴ ماه یک بار سونوگرافی کنترلی داریم.این بار خیلی کم تر شده بودند.ولی باز هم بودند.کم تر شدنشون فکر کنم به دلیل قرص معجزه گر گل پامچال یا همون اویل پریم رز اجنبی ها بوده.

+ نوشته شده در  یکشنبه سی ام فروردین 1388ساعت 9:16  توسط مامان سروین |