![]() |
![]() |
|
| اینجا وبلاگ خانواده 3 نفره ما است |
|
۱-فرناز جان سایت آب کینگ اینهAb King
اما من خودم هر کار کردم باز نشد.سعی می کنم عکس مال خودم رو بذارم.به نظر من برای افرادی که اضافه وزن در قسمت بالاتنه فقط دارند خیلی مفیده و از ترد میل خیلی کاربردش بهتره و نتیجه بخش تره. چون فشار خیلی زیادی روی شکم میاره.اگر عضلات شکم شل و افتاده باشه به سفت شدنش خیلی کمک می کنه. دیروز ۱۰۰ تا رو یک دفعه رفتم خیلی بهم فشار اومد.مخصوصا به دستام.نتیجه این شد که تا شب ضعف داشتم و بی حال بودم.مجبور شدم هی بخورم و بخورم.فکر کنم با این حساب تمام اون فشاری که صبح بهم وارد شده بود همه اش بی اثر شد. من از میدون منیریه فروشگاه کرمانی مقدم خریدمش ۴۵۰۰۰ تومان.البته ۴۹۰۰۰ تومان بود چونه زدم. ۲- از یک منبع موثق شنیدم خونه ای که لوکیشن اصلی فیلم توفیق اجباری بوده مال خود محمدرضا گلزاره و توی خیابون فرشته است. خانم ش ق ا ی ق ف ر اه ا ن ی ماشینش لکسوسه و همسر جانشون مورانو سوار می شن.واقعا چقدر بعضی مردها ی ایرانی عاشق زناشونن خدا می دونه. ۳- دیشب رفتیم پارک ملت .آبنمای موزیکال رو دیدیم.چه جمعیتی اومده بود خدا می دونه.پیش خودم فکر کردم اگر نفری ۱۰۰ تومان از ملت می گرفتن چه درآمدی نصیب شهرداری می شد.حالا شهرداری چطور ای نمایش رو شبی دوبار مجانی اجرا می کنه خدا می دونه.لابد به انتخابات سال ۸۸ مربوط می شه . ما چون دی وی دی ورژن مالزیایی این آب نما رو دیده بودیم . زیاد برامون جالب نبود و به چشممون نیومد. حالا شهرداری تهران کی از اون مدلش رو برامون درست کنه الله اعلم.اصلا به عمر ما قطع می ده یا نه! ۴-سروین شنبه که با من اومده بود اداره نمره انضباطش اصلا خوب نبود. از بس که حرف زد و سر کامپیوتر همه رفت و به کشوی همه سرک کشید و سر غذا بهونه گرفت و از سوپری سر کوچه کلی خرید بی خود کرد. واسه همین باعث شد در مورد این که پیش دبستانیشو مدرسه بره یک تجدید نظر اساسی بکنم. ۵-دیروز هم من هوس بستنی کردم .از باباش پول گرفت .پدرش همراهش تا سر کوچه رفت.اما سروین تنهایی رفته توی سوپر.خودش رفته ۳ مدل بستنی خریده هم لیتری هم قیفی هم چوبی. وقتی برگشت نمی دونین با چه افتخاری بستنی ها رو داد دست من که مامان ببین همون بستنی که تو می خواستی هم توش هست. آقای فروشنده هم کلی باهاش خوش و بش کرده بوده.سروین هم که انگار خنده دار ترین حرف های عالم رو شنیده اومده بود مذاکرات فیمابینش رو با پسرک سوپری با کلی خنده و آب وتاب برای ما تعریف می کرد.ما هم مثل چی ذوق مرگ شده بودیم که دخترمون چقدر بزرگ شده ماشالله هزار ماشالله. ۶-برای خومون کلی کتاب خریدیم.همسرجان کتاب های زبان .سروین قصه و سی دی. خودم هم کلی کتاب خریدم.یکیشو که شروع کردم لابی صهیونیسم نام داره و نویسنده اش زیاد معروف نیست و در سرتاسر کتاب خیلی مطالبش رو از کتاب های دیگه گرفته. اما من خوشم اومد چون می خواستم خیلی زود به نتیجه برسم و از جریان یهود و اسراییل و صهیونیسم سر دربیارم. حالا که این کتاب رو شروع کردم برام این سوال پیش اومده که چرا تمام پیامبران الهی همه در خاور میانه ظهور کردند. چرا در خاور دور ظهور نکردند. چرا در اروپا ظهور نکردند. ۷- کتاب چون رود جاری باش پائولوکوییلو رو هم خریدم. فکر می کنم اون هم جالب باشه. سریال یوسف هم تاثیرش رو گذاشت و من کتاب قصه حضرت یوسف رو هم خریدم .بقیه اش رو هم بعدا می گم. ۸- المپیک رو می بینید.وقتی نوبت به بازی های ایران می رسه دلم شور می زنه و بعدش احساس شرم و خجالت سراغم میاد که چرا؟ واقعا حق ورزش ما اینه؟ نمی شه که نرویم این هم از رفتنمون.افتتاحیه بازی ها حرف نداشت و خیلی عالی بود اما به شرط این که از تلویزیون ایران ندیده باشین.چون تا وسطش یک زن سینه باز میومد فوری خیابانی می پرید وسط و حرف می زد.مهمون وارد استودیوی برنامه اش می شد. جالب این وبد که روز بعد مجری شبکه ۳ در کمال پررویی از اینکه تونسته بودند همزمان افتتاحیه بازی ها رو نشون بدن با افتخار یاد می کرد و کلی منت سر بیننده هاش داشت.همین جناب محمدی رو عرض می کنم.حالا چی رو نشون داده بودند خودشون به تر می دونن.
|
|
+ نوشته شده در
دوشنبه بیست و هشتم مرداد 1387ساعت 8:39 توسط مامان سروین |
|
|
۱-من جای خاصی نبودم. دلیل این همه تاخیر کابل برگردون بود.قطعی برق بود . کار زیاد بود.اما حالا دیگه هیچ کدوم از این ها وجود نداره و من برگشتم.
۲-سروین امروز همراه من اومده اداره.چون اداره خلوت بود و نیمه تعطیل من هم از فرصت سو ء استفاده کردم یه جورایی!! ۳-کسی می دونه جریان این حوض های آبی رنگ نیمه شعبان که پسر های محل درست می کنن چیه؟ بعضا از توی این حوض ها اژدهایی . دلفینی . خلاصه یه جک و جونوری هم زده بیرون.من که هرچی فکر کردم این حوض ها رو ارتباط بدم با نیمه شعبان نتونستم. البته همون طور که ارتباط چلو خورش قیمه رو با امام حسین شله زرد رو با اربعین زولبیا بامیه رو با ماه رمضون و خیلی چیزای دیگه از این دست. ۴-چند روزیه این وزیر کشور جدید فکرم رو مشغول کرده.واقعا آفرین داره.آدم به این زرنگی نوبره به خدا!! در هر صورت ما که خیلی خوشمون اومد و کیفور شدیم. شما رو نمی دونیم. ۵-با گذشت ۵ ماه از سال هنوز ما قرار داد نداریم.حقوق درست و حسابی هم نگرفتیم.من خیلی به این موضوع فکر نمی کنم چون واقعا اعصابم به هم می ریزه. انقدر این مساله قرار داد و حقوق ما کشدار شد(از پنیر پیتزا بدتر) که همسر جان ما در فرم اطلاعات اقتصادی( همون فرم های کمیته امداد) کلا بی خیال شغل من شد و یک راست جای شغل من رو با عنوان خانه دار پر کرد. آخ که من از این عنوان خانه دار بدم میاد.ولی دیگه چاره ای نبود .وقتی ۵ ماه حقوق نگیری. همه اش دستت دراز باشه. خوب شاید من هم جای اون بودم همین کار رو می کردم. ۶-راستی برای خودم یک دستگاه AB KING خریدم. از همون ها که یک صندلی داره با یک آرک روی صندلی.الان ۱۰ روزیه که دارم باهاش تمرین می کنم.واقعا معجزه می کنه.هم خودم احساس می کنم و هم دیگران بهم گفتن کمی جمع و جورتر شدم.الان من روی درجه ۲ اش هستم با روزی ۱۰۰ تا حرکت. فعلا همینا دیگه .. تا بعد .. |
|
+ نوشته شده در
شنبه بیست و ششم مرداد 1387ساعت 10:49 توسط مامان سروین |
|
|
|
+ نوشته شده در
دوشنبه هفتم مرداد 1387ساعت 8:52 توسط مامان سروین |
|
|
۱- روزنامه جام جم امروز نوشته بود که جایگاه های عرضه بنزین سوپر جمع آوری می شوند.
دیگه خودتون مزایای بنزین سوپر رو نسبت به بنزین معمولی می دونید و این که اصلا قرار بود مابه التفاوتش با بنزین معمولی کم تر بشه تا مردم به سمت مصرف بنزین سوپر رو بیارن.اون وقت حالا کلا جایگاه هاش می خواهند جمع بشن. ۲-چند سال پیش یادتون هست در محل اجلاس سران جشن خودکفایی گندم برگزار شد.اما امروز روزنامه جام جم تیتر زده بود که ۳ میلیون گندم از کجا و کجا و کجا قراره وارد بشه. ۳-دانشگاه زنجان بالاخره چی شد؟ اون دختر الان کجاست؟ مددی که آزاد شد !!! اما سرنوشت اون دختر نامعلومه!! مگه دخترا رو به جرم بد حجابی نمی گیرن؟ یعنی مردا آزادن هر غلطی دلشون خواست بکنن و راست راست بچرخن . ۴-سردار زارعی هم که با حکم سرهنگی بازنشسته شد. ۵-الان هم که هفته هاست قطعی برق مزید بر علت شده.نمی دونم اون ۲ هزاری که قراره صرفه جویی بشه از خسارتهای پس از قطعی ارزشش بیشتره. ۶-اصل ۴۴ قانون اساسی تو دیگه از کجا سر در آوردی!! تو باعث شدی حقوق ما امسال اضافه نشه! قرارداد نداشته باشیم.بلاتکلیف باشیم.انگار هیچ کس انتظار تو رو نداشت.یعنی چطور بگم ..مثل این که یک روز برق نبوده یکی از مسئولین حوصله اش سر رفته. گفته یه نگاهی به این کتاب قانون اساسی بندازیم ببینیم توش چه خبره !! بعد در حالی که دمر روی زمین خوابیده و پاهاشو از پشت توی هوا تکون تکون می داده یهو تو رو دیده . بعد گفته : ددم وای!!! ما تو رو اجرا نکردیم. دیگه از روز بعد ملت رو بیچاره کرده.آخه خودش همه چیزش سرجاشه. مزایاش . حقوقش . بازنشستگیش.موقعیت شغلیش.گور بابای بقیه .بیمه شون رد نمی شه که نشه به درک.حقوقشون رو ۳ ماه ۳ماه نمی دن به درک!! جای خودم که راحته!! ۷- مگر قرار نبود یارانه پودر شوینده برداشته بشه و به جاش بر یارانه شیر و لبنیات افزوده بشه. پس چی شد چرا شیر کیسه ای از اول تیر ۵۰ تومان گرونتر شد؟ ۸-این فرم های کمیته امداد .. ببخشید جمع آوری اطلاعات اقتصادی خانوار در عصر اینترنت و سرعت دیگه چه صیغه ایه.این فرمها کم کم ۲۲ سال سن دارند.اصلا فرم پر شده سندیت داره. محتواش درسته .اون هم برای ما که فامیل درجه یک ما نمی دونه ما چقدر دریافتی داریم . درآمدهامون از کجاست؟ ۹- شنیدین قراره ۳۰۰۰۰ نفر دوباره این فرم ها رو بازنویسی کنند.فکرشو کردین چه حقوقی می خواهند به اینا بدن؟ از کجا آخه!!! کی راضیه!!
. حالم بده !! دلم پره درده !!! منجی ما کجاست؟ چرا به کسی به فریاد ما نمی رسه!! |
|
+ نوشته شده در
یکشنبه ششم مرداد 1387ساعت 10:49 توسط مامان سروین |
|
|
سروین: می گم مامانی خوش به حال شما که چند تا بچه بودید اما من
چی فقط یکی ام و تنهای تنها تا بچه بودید ما انقدر پول نداشتیم که به همه تون خوب برسیم رو هم اضافه کنم. دادشون می رسه. البته فقط من نیستم . همه خانم های اتاق از نعمت وجود خانم الف بهره مند می شن.تازه حنای هندی هم رو ابروهامون می گذاره.دیگه هر کدوم چه جیگرایی شدیم بماند.
شده. اینه که وقتی هم برق هست باز هم ما بیکاریم و خیلی خوش می گذره.ارباب رجوع بدبخت هم که تماس می گیره به ناچار به طاق کوبیده می شه.چون یا برق نیست یا اگر برق هست شبکه قطعه. قطعی برق هفته قبل خونه ما به شب افتاده بود . این رو با یک هماهنگی که با اداره برق انجام دادم متوجه شدم.همون شماره کذایی 121. رو آماده می کردم و غروب می زدیم بیرون. این جوری خیلی هم به خودمون خوش می گذشت هم به سروین.وقتی بر می گشتیم کلی هم احساس پیروزی و افتخار می کردیم که تونستیم در بریم. واقعا من موندم با چه زبونی از وزیر نیرو تشکر کنم.چون بعد از مدت ها احساس زن بودن و زیبایی می کنم. بچه ام شادتر شده.تا می بینه سبد پیک نیک وسط آشپزخونه است می گه : مامان باز دوباره برق قطع می شه؟ آخ جون !! باز می ریم بیرون. خودم و همسرم فرصت با هم بودن و فرصت همکلامی پیدا کردیم.چون همسرم وقتی میومد خونه بدو می رفت سراغ کامپیوتر اما حالا دیگه خیالش راحته که برق نیست. . . . دیگه نمی دونم چی بگم . به چه زبونی بگم.چطور تشکر کنم. اصلا همین جوری پیش بره آمار طلاق میاد پایین .بچه ها بزهکار نمی شن. واقعا آفرین !!! مرحبا به این همه درو اندیشی!!! |
|
+ نوشته شده در
شنبه پنجم مرداد 1387ساعت 13:46 توسط مامان سروین |
|
|
صفحه نخست پست الکترونیک آرشیو |
| درباره وبلاگ |
به سراغ ما اگر می آیید,همچین پر سر و صدا بیایید.بذارید چینی نازک تنهایی ما بشکند.مهم نیست!!!
|
| پیوندها |
|
سروین آموزش زبان لیدی جین من و دلنوشته هام یک مامان سروین جدید بهانه های ساده خوشبختی خاتون نمای آینده(کریم ارغنده پور) آرام شراگیم یک ایرانی در آمریکا گوشزد 35 درجه بوردا یک صفا و دو وفا |